|
دكتر غلامرضا اعواني، استاد برجسته حوزه فلسفه در ايران به شمار ميروند. اين استاد برجسته اكنون رياست موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران را برعهده دارند. از اين استاد گرانقدر مطالب مختلف علمي منتشر شده كه چراغ راه دانشجويان و محققان اين رشته است. آنچه در ادامه ميآيد، مشروح گفتگوي صورت گرفته با ايشان است.
وضعيت فعلي علوم انساني درايران را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
ايران از لحاظ علوم انساني هم در جهان اسلام و هم در دنيا درخشش خوبي داشته است. در بين تمدنها، تمدن ايراني در پيشبرد علوم طبيعي و علوم ديگر، سهم اساسي را برعهده داشته است. ايران در ادبيات، عرفان، هنر و علوم طبيعي، بخصوص فلسفه، فکر و انديشه داراي بزرگاني بوده که نام آنها در آسمان فرهنگ و تاريخ جهان همچون ستاره ميدرخشد.
پس از انقلاب اسلامي نيز با توجه به اينکه علوم طبيعي بنا به شرايط جامعه همچون جنگ تحميلي، بيشتر مورد احتياج بود، مورد توجه قرار گرفت. اما عدم احساس نياز به علوم انساني و کم توجهي به اين علوم باعث شده تا مقداري افت را در اين زمينه شاهد باشيم، که البته اين افت کيفيت تنها مختص به ايران نبوده و در کشوري همچون انگليس نيز انديشمندان اين کشور از عدم توجه کافي به علوم انساني نگران هستند.
به بيان ديگر رشد علوم طبيعي، بيشتر از علوم انساني بوده است که اين موضوع شايد به توجه بيشتر سياستمداران بزرگي همچون چرچيل به فناوري و علوم طبيعي مربوط باشد. اما در چند سال گذشته شاهد تاکيد بزرگان، دولتمردان و بخصوص مقام معظم رهبري بر توجه به علوم انساني بودهايم که اين موضوع به صورت يک فرهنگ درآمده است.
برگزاري جشنواره فارابي در چند سال گذشته يکي از نشانههاي همين توجهات چند سال اخير است که خود ميتواند در برافراشتن دوباره پرچم علوم انساني بسيار موثر باشد.
براي ارتقاء جايگاه علوم انساني چه فعاليتهايي را ميتوان انجام داد؟
علوم انساني داراي دو بعد معنوي و مادي است. در علوم انساني نبايد فقط از ديد مادي نگاه کرد. در علوم ديگر شما بُعد يا عامل معنوي را به مادي تبديل ميکنيد، مثلاً شما به فکر کسب منفعت مادي هستيد و اگر اين منفعت وجود نداشته باشد اصلاً سرمايهگذاري صورت نخواهد گرفت، همچون سرمايهگذاري در بخشهاي مختلف زندگي اقتصادي جامعه.
در علوم طبيعي سرمايهگذاري مادي است اما در علوم انساني شما بايد پول خرج کنيد و اين سرمايه مادي شما به يک سرمايه معنوي تبديل ميشود و دستاورد آن قابل قياس با آن پولي که هزينه شده، نيست. مثلاً صرف هزينههاي کلان براي بدست آوردن بزرگاني چون مولانا يا ابنسينا ارزش بسياري دارد و قابل قياس با هزينه مادي آن نيست. اين تبديل سرمايه مادي به سرمايه معنوي است.
بنابراين علوم انساني را نبايد با علوم طبيعي مقايسه کنيم چرا که در علوم طبيعي سرمايهاي که ميدهيد بايد چند برابر سود بدهد.
متأسفانه گاهي اين تفکر در حوزه علوم انساني نيز وجود دارد که مثلاً وزارت علوم بايد درآمدي از اين حوزه داشته باشد. در علوم انساني و اسلامي که نتيجه کار معنوي و الهي است، شما از يک فيلسوف چه انتظاري داريد. يک متفکر، مورخ، اديب و شاعر طراز اول، فرهنگ ما را اعتلا ميدهد، به طور عمودي نه به طور عرضي. بايد گفت که براي ارتقاء فرهنگ به هر ميزان هزينه شود، کم است.
معيار نبايد صرفاً مادي باشد و همان نتيجه معنوي که حاصل ميشود، بهترين است، بخصوص براي فرهنگ ما که سابقهاي درخشان دارد.
از سويي آنهايي که در زمينه علوم انساني کار ميکنند، افراد مادي که به فکر درآمد و سودهاي کلان از اين راه باشند، نيستند. اصولاً هيچگاه کسي از فلسفه يا ادبيات به ثروتي عظيم دست نيافته است و هيچ استادي کسب ثروت از اين راه را نخواسته و نخواهد خواست. اما توجه معنوي به آنها لازم است؛ چرا که يک شاعر بزرگ بايد شناخته شود و يک فيلسوف را دولتمردان، خواص و عوام بايد بشناسند، همانند ابنسينا. فقط به گذشته نبايد محدود شد در زمان حاضر نيز بايد اساتيد ادبيات، تاريخ، هنر، فلسفه و تمام رشتهها ارج داشته و شناخته شده باشند.
تنها يک کشتيگير يا فوتباليست نبايد مطرح باشد که البته آن هم درجاي خودش مهم است. در جوامعي چون آمريکا علاوه بر سياستمداران بزرگ اين کشور، مورخان بزرگ نيز شناخته شده هستند همانند دانشمندان علوم طبيعي، که اين موضوع در کشورهاي جهان سوم و کشور ما مورد توجه قرار نگرفته است.
بزرگان علوم انساني به دنبال کسب ثروت نيستند، بلکه درپي شناخته شدن و تکريم معنوي هستند، آنطور که شايستهشان است.
يکي از راههاي تکريم مد نظر شما، جشنواره بينالمللي فارابي است. به نظر شما اين جشنواره در رشد علوم انساني چه تاثيري ميتواند داشته باشد؟
در جشنواره بينالمللي فارابي، هيأتهايي از صاحب نظران تشکيل شده که کارها را بررسي و تا حد مقدور بهترينها را انتخاب ميکنند و جايزهاي نيز اهدا ميشود. اين امر نکته بسيار مثبتي است، اما مهمتر از جايزه اين است که به حاصل تلاش يک عمر فرد برگزيده ارج گذاشته، او را شناخته و شناساندهايد، که اين موضوع بسيار مهمي است. در کشور ما انسانهايي که در علوم انساني کار کردهاند بسيار زياد هستند، اما مورد بيمهري قرار گرفتهاند و امکاناتي برايشان فراهم نشده است. آنها مصداق اين شعر هستند که «هنر نميخرد ايام و غير از اينم نيست کجا روم به تجارت بدين کساد مطاع». هنر بايد رواج داشته باشد و مردم قدرش را بدانند. علوم انساني در زمان حاضر به اين معضل دچار شده است، اما برگزاري جشنواره بينالمللي فارابي ميتواند تاثير بسياري داشته باشد. دانشگاهها و وزارتخانه بايد توجه بيشتري به اين امر داشته باشند که ما شاهد گامهايي از سوي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در اين راستا هستيم.
به نظر شما آيا جشنواره بينالمللي فارابي توانسته است به جايگاه شايستهاي ميان اصحاب و بزرگان علوم انساني دست يابد؟
با توجه به اينکه مدت کوتاهي از عمر جشنواره بينالمللي فارابي ميگذرد، اين پديده با استقبال خوبي روبرو شده است. دو دوره زمان کوتاهي است، اما با پيشرفت خوبي همراه بوده است. اميدوارم اين جشنواره جاي مناسب خود را پيدا کند، همانند جشنواره خوارزمي که هرسال قويتر شده و شايد بخشي از پيشرفتها متاثر از اين تشويقها بوده باشد.
آيا جشنواره فارابي در دو دوره برگزاري خود، انتظارات را برآورده کرده است؟
در آغاز کار به طور طبيعي کاستيهايي وجود دارد که بايد شناسايي و از بين برود، اما تصور ميکنم با توجه به مدت کار، نتايج خوبي حاصل شده است.
نظر محققين و اساتيد حوزه علوم انساني نسبت به جشنواره چگونه است؟
علوم انساني در دانشگاه و حوزه مورد توجه است. من فکر ميکنم از بزرگان حوزه و دانشگاه تجليل خوبي در اين جشنواره شده است. البته بيشتر کساني که در علوم انساني کار زيادي کردهاند، فوت شدهاند. بزرگاني چون مرحوم شهيدي و چند استاد ديگر که مورد تجليل قرار گرفتند، همان سال يا سال بعد فوت کردند که اين امر نشان ميدهد ما بايد زودتر اين کارها را شروع ميکرديم. خوشبختانه جشنواره فارابي يک بخش جوان هم دارد که خوب است. يک جوان که در اين جشنواره جايزه بگيرد در آينده اثرات خوبي خواهد داشت که من از اين بابت خوشحالم. اين بخش بايد خيلي فعالتر باشد.
اقدام مفيد ديگر از نظر من اين است که بايد شهرستانها را هم دخالت داد. يعني مراکزي وجود داشته باشد که در هيأت داوران و ساير بخشها چند نفر از شهرستان هم حضور داشته باشند. مثلاً از تبريز، مشهد و اصفهان هم حضور داشته و کاري براي ارائه داشته باشند. شهرستانيها در علوم انساني پيشرفت خوبي داشتهاند به طوريکه ما شاهد هستيم در سالهاي گذشته رتبه اول کنکور را آنها به دست آوردهاند. اساتيد صاحبنامي نيز در شهرستانها وجود دارند که بايد مورد توجه قرار گيرند.
براي بهبود عملکرد فارابي چه نکات ديگري را ميتوان مورد توجه قرار داد؟
فرهنگ ايران فقط در ايران محدود نيست. مثلاً در هند و پاکستان که زبان آنها متفاوت است علاقه زيادي به فرهنگ ايراني وجود دارد، هرچند عدهاي تلاش ميکنند اين علاقه و ارتباط فرهنگي را از بين ببرند.
بايد براي گسترش اين ارتباط فکر کرد. ارتباط با حوزه فرهنگ ايران بزرگ اعم از کشورهاي فارسي زبان مثل افغانستان، تاجيکستان و آسياي مرکزي که 30 ميليون فارسي زبان دارند، صدمه ديده است. اما در کشوري مانند هند، هنوز فارسي تدريس ميشود يا علاقهمنداني به زبان و شعر فارسي وجود دارند. در کنگره اقبال يک بار به عنوان تنها سخنران خارجي دعوت شده بودم. در مجلس شعري که حضور پيدا کرده بودم آنقدر شعر فارسي خوانده شد که تعجب کردم، چرا که من به اين اندازه شعر بلد نبودم. زبان آنها اردو است اما همانند بزرگان ما که عربي را بهتر از اعراب ميدانند، آنها نيز فارسي را بهتر از ما ميدانند. تلاش ما بايد در راستاي بينالمللي کردن اين جشنواره باشد و نبايد گذاشت تا تنها در حوزه كشور خودمان محدود شود.
|