فارسی | English | العربی

ورود اعضای سایت

نام كاربری
كلمه عبور
 
        فراموشی كلمه عبور
        عضو جديد
 
ديدگاه‌ها |

  جايگاه رفيع علوم انساني در تعالي حيات انساني

در ادامه نظر‌خواهي از استادان و محققان علوم انساني كشور در باب اهميت اين حوزه از علوم، اين‌بار به سراغ دكتر محمد سعيدي‌مهر رفتيم. دكتر سعيدي‌مهر از اساتيد گروه فلسفه دانشگاه تربيت مدرس است و اكنون معاونت آموزشي دانشكده علوم انساني اين دانشگاه را نيز بر عهده دارد. آنچه در ذيل مي‌آيد، مشروح مصاحبه صورت گرفته با وي پيرامون علوم انساني در ايران است.

 

لطفاً در مورد اهميت علوم انساني و اينكه چرا بايد به علوم انساني پرداخته شود، توضيح دهيد؟

در باب اهميت علوم انساني يك نگاه مي‌تواند اين باشد كه ما ماهيت اين رشته‌ها و ظرافت آنها را ببينيم. در جهان‌بيني ديني و غير ديني، انسان محوريت دارد. طبيعي است كه با توجه به نقش بنيادي انسان در جهان، مباحث مربوط به حوزه‌هاي انسان و انسان‌شناسي مي‌تواند در سرنوشت جامعه نقش جدي ايفا كند. بايد توجه داشته باشيم كه علوم انساني از ظرافت، دقت و پيچيدگي‌هاي بيشتري نسبت به علوم طبيعي برخوردار است و واضح است كه هر چه موضوع يك دانش پيچيده‌تر باشد، شناخت ابعاد و ارتباطات آن نسبت به ساير موضوعات نيز كار سخت‌تر و دشواري‌تري خواهد بود. با نگاه به زير مجموعه‌هايي كه براي علوم انساني تعريف مي‌شود، به نظر مي‌رسد كه اهميت اين گروه آشكار ‌شود. مثلاً فلسفه را در نظر بگيريد كه به نگاه مبنايي و عميق به جهان و انسان معروف است. اگر غرب امروزه با پيشرفت و وضعيت ويژه‌اي روبرو است، ناشي از تحولاتي است كه در ديدگاه فلسفي فيلسوفان غربي بعد از رنسانس پيدا شد و انديشة غربي را متحول كرد و به طبع آن در سطوح مياني و فوقاني انديشه هم تحولاتي انجام شد.

چگونه مي‌توان جايگاه علوم انساني را، با اين همه اهميت، در جامعه ارتقاء داد؟

عوامل مختلفي مي‌توانند در اين زمينه موثر باشند. از فرهنگ‌سازي تا ذهنيتي كه بايد در خانواده‌ها ايجاد كرد، تا ارتقاء جايگاه اجتماعي اساتيد علوم انساني و نقشي كه رسانه‌ها، اعم از صدا و سيما و رسانه‌هاي مكتوب مي‌توانند در اين زمينه داشته باشند. آنچه مسلم است اينكه اصحاب علوم انساني به جّد معتقدند كه جايگاه ايده‌آل و شايسته‌اي براي اين علوم در جامعه تعريف نشده است و اين امري است كه در آن اتفاق نظر دارند.

چگونه مي‌توان به سمت توليد علوم انساني بومي حركت كرد؟

من تصوير روشني از بومي شدن به اين معنا كه بخواهيم بگوييم مثلاً علوم انساني يك فلسفه بومي داشته باشد، ندارم و به طور دقيق بايد روي آن كار شود. به هرحال امروزه طبيعت علوم به سمت مشترك و جهان‌شمول حركت كرده و بسياري از مسائل علوم، تا جايي كه به دانش و مباحث نظري مربوط مي‌شود، مشترك است. اما در اجرا و عمل اين‌گونه نيست. بخش عمده‌اي از مسائل زيربنايي علوم، مباحث جهاني و مشترك است كه در موقعيت فعلي و با وضعيت ايران و همچنين با اين فاصله‌اي كه ما در علوم با كشورهاي پيشرفته داريم به نظر من به جاي شعار بومي كردن علوم بايد افزايش سهم خودمان در اين امر مشاع جهاني را در نظر بگيريم. يعني اين طور نگاه كنيم كه اين محصولي جهاني است كه روز به روز توليد مي‌شود. اين نظر معطوف به حوزة تئوري است نه كاربرد و عمل. اگر ما سهم خود را در توليد علم در سطح جهاني، در اين بخش مشترك بتوانيم افزايش بدهيم، بعد از آن درباره بومي كردن علم بهتر مي‌توان صحبت كرد.

وضعيت آموزش و پژوهش در رشته شما چگونه است؟

در حوزه آموزش اين رشته چند مشكل وجود دارد: يكي نبودن متون آموزشي كارآمد و به روز، كه در رشتة ما مشكل‌ساز است. در فلسفه اسلامي و سنت اسلامي خودمان بزرگاني مثل ابن‌سينا، شيخ اشراق، ميرداماد و غيره را داريم، اما امروزه در خيلي از كلاس‌ها متون اصلي تدريس مي‌شود كه به لحاظ پژوهشي خوب است چون كتاب‌هاي تحقيقي و منبع اصلي است؛ ولي هر منبعي كتاب درسي خوبي نيست. بايد موسسات و خود اساتيد همت كنند و به تدريج اين خلأ را در حوزه آموزش پر كنند.

بخشي از مشكلات اين رشته نيز به دانشجويان بر مي‌گردد. بخشي از دانشجويان فلسفه، ذهنيت و توان فكري لازم را براي فلسفه ندارند. توقع ما اين است كه دانشجويان هوشمند با ضرايب هوش بالا به سمت فلسفه بيايند چون انديشه و فكر و نقد و نوآوري در اين رشته حرف اول را مي‌زند.

اشتغالات اساتيد (كه فقط به فلسفه اختصاص ندارد) يكي ديگر از اين مشكلات است، با توجه به گرفتاري‌هاي معيشتي كه اساتيد دارند و تامين نيستند، ساعت‌هاي زيادي را صرف تدريس مي‌كنند و وقت براي مطالعه و تحقيقات جديد و نيز راهنمايي و مشاوره ندارند.

در حوزة پژوهشي هم مشكلات زيادي وجود دارد. درصد پايين توليد در حوزة علوم انساني كه بخشي از آن بايد در دانشگاه‌ها انجام شود، ثمرة اين مشكلات است. ما براي اين كار آموزش نمي‌دهيم و سازوكارش نيز در اختيار ما نيست كه اين امر باعث مشكلاتي در حوزه پژوهش مي‌شود. 

 

چند سالي است كه جشنواره بين‌المللي فارابي براي بررسي پژوهش‌هاي علوم انساني برگزار مي‌شود. به نظر شما اين جشنواره چقدر مي‌تواند در ارتقاء وضعيت علوم انساني مؤثر باشد؟

اصل وجود جشنواره و اختصاص پيدا كردن آن به علوم انساني به نظرم خيلي مبارك و مغتنم است و نشان مي‌دهد كه در سطح كلان برنامه‌ريزي علمي كشور، توجهي هم به علوم انساني وجود دارد، ولي فكر مي‌كنم نبايد به اين اكتفا كرد. جشنواره بايد خودش را ارزيابي كند و با مشورت و شبكه قوي كه با اساتيد دانشگاه و حوزه ايجاد مي‌كند و پيشنهادات و بازخوردها را مي‌گيرد، بتواند هرسال از لحاظ كمي و كيفي ارتقاء داشته باشد.

پيشنهاد مي‌كنم جشنواره، دبيرخانه دائمي و فعالي داشته باشد. اگر امكان داشته باشد دبيرخانه جشنواره حضور مستدام و جدي داشته باشد بسيار خوب است. براي اين كار راهكارهاي مختلفي وجود دارد، مثلاً اينكه آثاري كه برگزيده شده، مورد حمايت قرار گيرند و فقط به دادن يك جايزه بسنده نشود.

كار ديگر معرفي بهتر جشنواره در مجامع دانشگاهي و حوزوي است كه درصد مشاركت اهل فن را بالا مي‌برد و مشاركت حداكثري آنها را درپي دارد. به نظر مي‌رسد اين جشنواره از اين نظر ضعيف است و به يقين اجمالي مي‌توان گفت كه تعداد زيادي از آثار بودند كه مي‌توانستند مطرح شوند، ولي مطرح نشدند. دليلش اين است كه خيلي از نويسنده‌ها يا ناشران مشاركت نكردند كه اگر اين نقص هم جبران شود و مشاركت بالا رود، تاثير جشنواره بسيار بيشتر خواهد شد.


 

۰۷ مرداد ۱۳۸۹


ارسال به دوستان l

پرش به بالا

l  چاپ صفحه


Copyright By F.A All rightes Reserved

 

طراحی و برنامه نویسی ::: شرکت راوک نگار پارس www.ravaknegar.net