فارسی | English | العربی

ورود اعضای سایت

نام كاربری
كلمه عبور
 
        فراموشی كلمه عبور
        عضو جديد
 
ديدگاه‌ها |

  نگاه طبقه‌بندی به علوم مشکلی را حل نخواهد کرد / دکتر علیرضا قائمی‌نیا

دكتر عليرضا قائمي‌نيا محقق حوزه و دانشگاه در سال1386 مدرك دكتراي خود را در رشته حكمت متعاليه از دانشگاه تربيت مدرس اخذ كرده و در حال حاضر به عنوان عضو هيئت علمي در دانشگاه باقرالعلوم(ع) مشغول به فعاليت است. از وي تاكنون نُه عنوان كتاب تأليفي و ترجمه‌‌اي و بيست و هفت عنوان مقاله تأليفي منتشر شده است. سردبيري مجله «ذهن» از ديگر فعاليت‌هاي ايشان است. دكتر قائمي‌نيا در چهارمين دوره جشنواره بين‌المللي فارابي به عنوان«نظريه‌پرداز برجسته» تقدير به عمل مي‌آيد. متن زير حاصل گفتگو با اين محقق نامدار پيرامون علوم انساني در ايران است:
اجازه دهيد سئوال آخر را همين اول بپرسم، براي بهبود علوم انساني چه بايد كرد؟
علوم انساني برخلاف علوم طبيعي به باور بسياري در صورتي امکان کاربرد پيدا خواهد کرد که مطابق با فرهنگ بومي و همنوايي با تمدن و ارزش‌هاي حاکم و تثبيت شده در هر جامعه نوعي، گام بردارد.
واقعيت تلخي است اما قابل انکار نيست که جامعه اسلامي ما حداقل در اين زمينه از علوم نتوانسته برپايه ارزش‌هاي خود حرکت کند و همواره متأثر از انديشه‌هاي توليد شده متفکراني بوده که در محيط‌هاي غربي در پي آمال و اغراض شايد بيش از حد مادي خود بوده‌اند. 
بعضي معتقدند تاريخ تمدن‌ها نشان داده هر تمدني با طبقه‌بندي جديدي از علوم سر برآورده و تجويز مي‌كنند كه ما نيز مي‌بايست همين كار را انجام دهيم. آنها به تلاش‌هاي متفكرين مسلمان از كندي و ابن‌سينا و غيره اشاره مي‌كنند. شما با اين نظر موافقيد؟
اصلاً يکي از تفاوت‌هاي علوم جديد با علوم قديم به خصوص علوم رايج در يونان باستان مربوط به همين طبقه‌بندي علوم است. نگاه طبقه‌بندي به علوم مشکلي را حل نخواهد کرد. در فضاي جديد بر خلاف يونان باستان به مقوله طبقه‌بندي علوم چندان اهميتي داده نمي‌شود و بر اين اساس علوم را به صورت شبکه‌اي مي‌بينند. يعني علومي که در هم تنيده‌اند و با هم ارتباط ضروري دارند و همچنين به شکل سلسله مراتبي وضع شده‌اند. 
آنها معتقدند بايد به علوم و طبقه‌بندي علوم گذشته نگاه جدي‌تري داشته باشيم؟
اشتباه نشود، من نمي‌گويم علوم قديم را دور بريزيم يا جديت نداشته باشيم، بلكه معتقدم بايد در فهم علوم جديد نيز جدي باشيم. بومي‌سازي بدين معنا نيست که تنها به علوم سنتي بچسبيم و بر اين اساس هر چيزي را که علوم جديد ادعا دارد، رد کنيم. در مقابل، اين امر نيز پذيرفته نيست که تنها علوم جديد را ملاک قرار دهيم و در اين راستا ميراث سنتي را از خود دور کنيم. حقيقت، از تلفيق آنچه از گذشتگان رسيده با آن چيزي که در حال حاضر موجود است به دست مي‌آيد. اين موارد نيز با گردآوري در چارچوبي جامع تحقق مي‌يابد. 
منظور شما از «گرد آوري» و «چارچوب» در جمله آخر چيست؟
فرد انديشمندي که در اين راه گام برمي‌دارد و در پي انجام اقدامي تازه در حوزه علوم انساني است، بايد متوجه باشد که چه عناصري از گذشته و حال مي‌توانند در کنار يکديگر کارساز باشند تا بتواند به صورت پازل‌وار، مشکلي از علوم انساني را حل کند.
به گمانم حقيقت را بايد ميان علوم انساني فعلي و مباحثي که از گذشته رسيده، جستجو کرد و با توجه به اين رويه، يک نوع بازسازي را متناسب با جوامع خودمان صورت دهيم. همچنين با جداسازي عناصري از تفکر جديد که با تفکر سنتي همخواني دارد و تطبيق آنها، نتايج و کاربرد آن را در فرهنگ خودمان دنبال کنيم. 
آيا تا به حال اقدامات موثري در اين رابطه انجام شده است؟
متأسفانه اقدامات صورت گرفته براي توجه هرچه بيشتر به علوم انساني و اسلامي‌کردن آن را ناچيز مي‌دانم. در اين 30 سال گذشته، فعاليت فرهنگي قابل توجهي صورت نگرفته که اين امر به خصوص در مباني بحث‌هاي بنيادي بيشتر مشهود است. کارهاي انجام شده نيز به اندازه‌اي نيست که بتوان نامي از آنها برد. اگرچه معتقدم که انجام يک فعاليت فرهنگي به اين گستردگي نيز به سرعت قابل انجام نيست و زمان بيشتري را به خود معطوف خواهد کرد. همچنين نياز است که انديشمندان مسلمان، سال‌هاي زيادي در اين زمينه تلاش کنند.


 

۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱



ارسال به دوستان l

پرش به بالا

l  چاپ صفحه


Copyright By F.A All rightes Reserved

 

طراحی و برنامه نویسی ::: شرکت راوک نگار پارس www.ravaknegar.com