درآمدی بر توسعه آموزش عالی در ایران با تاکید بر علوم انسانی
مؤلّف: دکتر نعمت الله عزیزی
روند رو به رشد تقاضای اجتماعی برای ورود به دانشگاه و نقش آموزش عالی در نوسازی جامعه، ضرورت تلاش برای فراهم آوردن شرایط مناسب تر برای جذب دانش آموختگان و تقویت شاخص های کیفی فرآیند تولید علم را بارزتر ساخته است.
کتاب «درآمدی بر توسعه آموزش عالی در ایران با تاکید بر علوم انسانی » نوشته دکتر عزیزی به انسانی همین مسئله پرداخته است. این کتاب در سال 1385 ه.ش توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شده است. در فصل اول این کتاب، جایگاه آموزش عالی در توسعه اقتصادی بیان شده است. چرا که این نهاد با افزایش دانش، مهارت،نگرش ها و توانایی های نیروی انسانی می تواند نقش موثری در توسعه اقتصادی ایفا نماید. در فصل دوم، مولّف بر روی مسئله ی مورد بحث تمرکز کرده و به تبیین رشته ها و شاخه های مختلف علوم انسانی و جایگاه آن ها در ارتقای فرهنگ عمومی و بهبود زندگی اجتماعی و فردی پرداخته است. فصل سوم، با نگاهی بر تاریخچه تحولات آموزش عالی در ایران، به چالش ها و نارسایی های آن پرداخته و اُفت شدید کیفیت آموزش، تدریس و پژوهش درمراکز دانشگاهی مورد بررسی و نقّادی قرار داده است. فصل چهارم با بررسی دقیقتر، بر روی وضعیت علوم انسانی در ایران متمرکز شده، سپس ضرورت توسعه کیفیت در آموزش عالی به ویژه درعلوم انسانی را تبیین کرده است. در فصل پنجم، نویسنده، عمده ترین چالش های فرا روی دانشگاه ها، ازجمله دیوان سالاری، تعدّد مراکزتصمیم گیری و تمرکزگرایی رامورد بررسی قرار داده و ضمن آن خاطرنشان شده که ضعف پرورش روحیه ی انتقادی و تفکر خلّاق و در مقابل افزایش روحیه مدرک گرایی باعث مشکلات زیادی شده است. در نهایت، نویسنده پیشنهادهایی رابرای توسعه کیفی آموزش عالی، به خصوص علوم انسانی ارائه کرده است.
دین و سیاست در اندیشه سیاسی معاصر
مولف: حمیدرضا اسماعیلی
کتاب «دین و سیاست در اندیشه سیاسی معاصر » به قلم حمیدرضا اسماعیلی در سال 1386 ه.ش توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات وفناوری انتشار یافته است. موضوع چگونگی رابطه دین و سیاست، یکی از بنیادی ترین و مهمترین مسائل مورد بحث صاحبنظران است. هرگونه پاسخ گویی به این مساله، آثار و پیامدهایی در عرصه نظر و عمل به دنبال دارد. لذا، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با نشر این اثر، سعی در غنای ادبیات موجود و پاسخگویی به ابهامات علمی داشته است. در اثر حاضر کوشش شده چگونگی رابطه دین و سیاست در تاریخ معاصر و در اندیشه سیاسی مهمترین صاحب نظران و فعّالان مذهبی، در هر دوره توضیح داده شود.
فصل اول این کتاب به دلیل تعدد معانیِ مفاهیم، « دین»، « سیاست » و »نسبت میان آن دو « آنها را بررسی معنایی کرده و با استفاده از سه روش استقرایی، انتزاعی- منطقی و تحلیلی به بیان نظریات رایج، درباره چگونگی رابطه دین و سیاست پرداخته است. اما درسه فصل بعدی به بیان شرایط متفاوت سه دوره تاریخی (مشروطه، پهلوی اول و پهلوی دوم) پرداخته، و در ادامه باتوجه به مبانی معرفتی و آثار صاحب نظران و تأثیرگذاران در هر دوره، چگونگی رابطه دین وسیاست را در اندیشه سیاسی آنان بررسی نموده است.
نظام ارتباطی آموزش در ایران
به اهتمام: علی خورسندی
کتاب نظام ارتباطی آموزش در ایران که به اهتمام آقای علی خورسندی گردآوری شده، مجموعه ای ازمقالات صاحب نظران است که در سال 1385 توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شده است. در این مجموعه مقالات با بررسی و توصیف وضعیت موجود در دو بخش اصلی نهاد آموزش کشور یعنی مقطع متوسطه و آموزش عالی، به آسیب شناسی عملکرد نظام آموزش کنونی در ایران پرداخته شده است. در فضای حاصل از رویکردهای نوین آموزشی، امروزه گستره آموزش و یادگیری در طول زندگی مورد توجه قرار گرفته و تعلیم و تربیت را به دوره خاصی از زندگی افراد محصور نمی کنند. لذا صاحب نظران و مدیران آموزشی بسیاری از کشورهای جهان، در دکترین آموزشی خود به بازاندیشی و بازنگری رویکردها و برنامه هی اجرا شده خود پرداخته اند.
در این کتاب به منظور گردآوری و دستیابی به داده های مستدل، از روش پیمایش و مصاحبه نیمه سازمان یافته با نخبگان و صاحب نظران و روش نمونه گیری ترکیبی شامل نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری زنجیر های ، استفاده شده است.
بخش ابتدایی این اثر، به « آسیب شناسی عملکرد نظام آموزشی ایران » اختصاص یافته است. در این بخش سعی شده با اشاره به عمده ترین انتقادات وارد به عملکرد نظام آموزشی کشور از جمله ارتباط نامناسب دو مقطع متوسطه و آموزش عالی، اُفول آموزش با کیفیت، فقدان برنامه های مدون علمی برای هدایت تحصیلی و حرف های فارغ التحصیلان، عدم توجه به ابعاد مختلف تربیتی و ... تصویری اجمالی و کلی از وضعیت فعلی نظام آموزش در ایران ارائه گردد. مقاله دوم بر موضوع نظام مند بودن ارتباط دو رکن اساسی نظام آموزشی یعنی آموزش متوسطه و آموزش عالی متمرکز شده و نداشتن اطلاع و شناخت کافی از وظایف این دو رکن، حساس نبودن فرهنگ عمومی جامعه و پاسخگو نبودن مدیریت کلان آموزش به این امر را به عنوان علل اصلی این وضع می داند.
نویسنده راه کار مناسب برای هماهنگی در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های مشترک در این دو مقطع را، تشکیل « شورای هماهنگی نظام آموزش کشور» از ترکیب مراجع عالی تصمیم گیرنده در این دو مقطع تحصیلی بیان می کند. نویسنده مقاله سوم معتقد است علاوه بر اصلاحات در بُعد ساختاری نظام آموزش کشور، بایدمحور اصلی فرایندهای آموزش را به جای رویکرد سنتیِ "پاسخ محوری" با رویکرد "پرسش محوری" جایگزین کنیم. همچنین در دنیای امروز، نیازمند بسط آموزش از طریق نهادها و مؤسسات غیر رسمی هستیم. مقاله بعدی، بیشتر بر مبحث بهبود کیفیت آموزش پرداخته است. نویسنده معتقد است باید در معنای یادگیری، بازنگری کنیم تا میان نهادهای آموزشی و جامعه، بر سر مؤلفه های بنیادی آموزش و روشها و اهداف آن به تفاهم لازم برسیم. در مقاله پنجم، نویسنده معتقد است که آنچه که نظام آموزش را با مشکل روبرو ساخته، فقدان استقلال نظام آموزش است. راهکار مناسب برای این امر، پذیرش تنوع و تکثر در نظام آموزشی و اتخاذ سیاست ها و هدف گذاری های هماهنگ میان وزارتخانه های مربوطه است. در مقاله ششم، نویسنده به گسست موجود بین آموزش متوسطه و آموزش عالی در سه قلمرو انگیزشی، محتوایی و روش شناسی اشاره می کند. ایشان بعد از تبیین ابعاد مختلف این گسست به ارائه راهکار نیز می پردازند. نویسنده مقاله هفتم به بررسی سیر تاریخی آموزش های جدید در ایران و چند کشور دیگر همچون فرانسه، ایالات متحده آمریکا و ژاپن پرداخته است تا به وسیله مقایسه نظام های آموزشی این کشورها، علل ناکامی نظام آموزشی ایران و ضرورت ایجاد دگرگونی در آن مشخص شود. در مقاله هشتم، نویسنده علت اصلی ناکارآمدی نظام آموزشی ایران را، عدم شناخت زمینه های ارتباطی بین دو مقطع متوسطه و آموزش عالی می داند. لذا برای حل این مشکل راهکارهایی همچون ایجاد و گسترش کانون ها و مراکز مشارکت جویانه برای انجام فعالیتهای علمی و اجتماعی و ... می داند. نویسنده مقاله نهم با اشاره به فقدان ارتباط معقول و مناسب بین آموزش متوسطه و آموزش عالی، علل و زمینه های آن رافقدان نگرش واحد به تدوین کتاب درسی دو نظام، فقدان برنامه منسجم برای تأمین نیروی انسانی و فقدان کانالهای ارتباطی پویا و نظام مند می داند. پس از بیان علل و زمینه های ناکامی نهاد آموزش در ایران و ارائه راه حل برای آنها، در بخش پایانی کتاب به وضع مطلوب و راه های رسیدن به آن اشاره شده است. بدین گونه در این مجموعه سعی شده تا همه مسائل مربوط به این حوزه پوشش داده شود.
«آموزش و اجتماع»
مولف: دایان جرلوک
ترجمه: غلامرضا خواجه پور
از آنجا که دستیابی به توسعه ی همه جانبه و پایدار، در گرو دانایی و توانایی انسانها است، موضوع آموزش و نهاد آن، مورد توجه ویژه مدیریت اجتماع در سطوح مختلف قرار دارد. به علاوه کارکرده ای دیگر آموزش، همچون آگاهی اجتماعی، انتقال فرهنگ و ارزش ها به نسل های جدید، اهمیت آموزش را دو چندان می کند. به خصوص که نهاد آموزش می تواند در تغییر وبازسازی جامعه نقش مهمی را ایفا کند . مقوله آموزش و سیاست های اجتماعی، از دیرباز به عنوان یکی از دغدغه های اصلی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی بوده، بنابراین این پژوهشکده به ترجمه «آموزش و اجتماع » و انتشار کتاب نوشته رایان جرلوک در سال 1386ه.ش همت گمارده است.این کتاب با توصیف تعاریف وبررسی رویکردهای مختلف به آموزش، به حقیقت اذعان می کند که آموزش مقوله ای اجتماعی با کارکردهای اجتماعی است. لذا این اثر به دنبال ارائه مفهومی جدید ازسیاست ها، رویکردهای اجتماعات آموزشی، و نسبت و پیوند میان اجتماع و محیط های آموزشی است. به نظر نویسنده ، هدف از آموزش، فراگیری دانش، آگاهی یافتن از استعدادها و محدودیت های هر فرد، پرورش هوش به کارانداختن قدرت ذهنی خلاق، یادگیری ایفای نقش و مسئولیت در جامعه، آموزش مهارت های رفتاری، توانایی بخشیدن برای سازگاری با تغییر و آمادگی برای پذیرفتن آن است.او معتقد است که جهان، دچارفقر آموزش است. به بیان دیگر،نارسایی و بی کفایتی نظام ها و شیوه های آموزشی مرسوم، نتوانسته پاسخگوی مشکلاتی که گریبانگیر بشر امروز است . درنهادهای آموزشی، شیوه غالب یادگیری تک حلقه ای است. دراین شیوه، شخص چیزهایی را که یکبار یاد گرفته مطلق و خلل ناپذیرمی داند. در حالی که یادگیری یک وضعیت ثابت نیست، بلکه فرآیندی بی پایان است. این اثر تلاش می کند تا با درک بهتر، اجتماع را مفهوم سازی نموده و سپس برای ارتقای آن نهاد آموزش متناسبی را، ساماندهی کند. برای نیل به این مقصود، کتاب به سه بخش تقسیم شده است: در بخش اول،نویسنده سعی دارد ویژگی های گوناگون اجتماعات را از یکدیگرتفکیک کند. او می خواهد تا درچه معنایی » قالب این پرسش که«؟ در پرورش اجتماع نهفته است به برداشتی نظری از اجتماع دست یابد. بخش دوم، با برداشتی لیبرال (آزادی خواهانه) از اجتماع، مشخصه های اصول هنجاری ومعیارهای ارزیابی اجتماعات و نهاد آموزش را بیان می کند. نویسنده، ازمدارس نمونه هایی را ذکر می کند تا با اصول هنجاری خود، آن ها را ارزیابی می کند. او در این بخش ،اجتماعات را به چهار نوع تقسیم نموده و سپس طبق برداشت خود از اجتماع، پیشنهاد می کند که ازچه نوع اجتماعی می توان استقبال و چه نوعی را می توان غیرمجازتلقی کرد. نویسنده در بخش سوم، با ذکر شرایط نامطلوبی که از فشارهای بیرونی بخاطر پویایی جامعه و فشارهای داخلی، بخاطرشیوه های آموزشی ناکارآمد، به وجود آمده، پیشنهادهایی را به منظور فراهم سازی شرایط مساعد، و سازنده برای اجتماعات، مطرح می کند. در پایان کتاب، نویسنده به این نتیجه می رسد که ساختارهای انعطاف پذیر، در اجتماعات لیبرال، سازگار با شرایطِ به سرعت تغییریابنده در جامعه هستند. البته براین نکته نیز تاکید دارد که لزومی ندارد که همه اجتماعات، ماهیتی همگون داشته باشند. آنچه درباره بعضی اجتماعات صدق می کند ممکن است در مورد اجتماعات دیگر صادق نباشد. به همین خطراجتماعات لیبرال (آزادی خواهانه)،به افراد اجازه و امکان می دهد به چندین اجتماع بپیوندند.
مسلمانان غرب و آینده اسلام
مولف: طارق رمضان
مترجم: امیر رضایی
کتاب « مسلمانان غرب و آینده اسلام» نوشته طارق رمضان و با ترجمه امیر رضایی را در سال (1386 ه.ش) پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشرکرده است. این اثر در دو بخش تنظیم شده است. در بخش اول، با پرداختن به درکِ جهان شمولی پیام اسلام و وضعیت کنونی غرب، تلاش شده است تا بر اساس قرآن و سنّت و متناسب با بستر جدید غرب قرائتی ارائه دهد. به عبارت بهتر، نویسنده سعی نموده با وفاداری جدی به منابع و قواعد قرائت منابع اسلامی، رویکردی نو و کاربردی، برای مسلمانان عصر کنونی ارائه کند. بخش دوم این کتاب، بر کاربرد عملی این تفکرات منبعث از قرائت نو در جوامع غربی متمرکز شده است. نویسنده سعی نموده است تا پیشنهادی برای چالش های زندگی در اروپا ارائه کند. لذا در فصول جداگانه ای به موضوعاتی همچون تعهد اجتماعی و مشارکت سیاسی،... پرداخته است. از نظر نویسنده، نسل جدید مسلمانان ساکن در اروپا، مهاجر نیستند بلکه شهروند دولت های اروپایی محسوب می شوند. آن هاباید با مشارکت در عرصه های سیاسی و اجتماعی، از انزوا و محرومیت اجتماعی بیرون آیند و تصویری صلح طلبانه از اسلام و هویت خود ارائه دهند.
تعامل دین و ارتباطات
به اهتمام: دکتر حسن بشیر
این اثر مجموعه ای میان رشته ای در دو حوزه دین و ارتباطات است که پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به همکاری مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق(ع) آن را منتشر کرده است. در بخش اول این کتاب یکی از جنبه های زندگی پیامبر، یعنی؛ حیات تبلیغی آن حضرت و شیوه های ارتباطی در صدر اسلام، بررسی شده است. همچنین اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری به عنوان دو اندیشمند عصر حاضر در موضوع تبلیغ مورد بررسی قرار گرفته است.
بخش دوم با عنوان « ارتباطات اجتماعی و نظام اسلامی » دارای سه مقاله است، در مقاله اول به نقش رسانه ها در اجتماع و ارائه اصول و چارچوبی برای فعالیت رسانه ها در نظام اسلامی بر اساس منابع اسلامی پرداخته است. مقاله دوم به یکی از موضوعات مهم جامعه، یعنی غناء پرداخته و با جمع آوری آرای فقهای شیعه، راه حل هایی برای آن پیشنهاد کرده است. در مقاله سوم سعی شده، تا تاثیر دو سویه دین ورسانه نسبت به یکدیگر تبیین شود. در نهایت نویسنده با دید حقوقی به این مورد پرداخته، تا گامی به سوی ضابطه مندی رابطه دین و رسانه بردارد. نویسنده در بخش سوم به مقوله تنوع فرهنگی و پیامدهای آن پرداخته، تا با طراحی یک نظام کارآمد متناسب با شرایط جوامع چند فرهنگی، گامی در پیشگیری از وقوع بحران ها برداشته شود. وی در این مقاله، به روابط اقوام، نژادها و گروه های فرهنگی در صدر اسلام اشاره کرده است و در نهایت وی در برخی اصول و راهبرد های اسلام را برای این امر ارائه داده است. دومین مقاله این بخش با مطالعه تطبیقی، پیرامون برنامه های تلویزیون ایران و کلیسای کاتولیک نشان داده است که هم جوامع اسلامی و هم جوامع مسیحی سعی دارند تا از وسایل ارتباط جمعی برای مقاصد دینی خود بهره ببرند.
مقاله سوم به مطالعه موردی تبلیغات « اوانجلیسم » یا دعوت به مسیحیت پرداخته و نشان داده است که محتوای تبلیغات آن ها به تبلیغات تجاری شبیه شده و پاسخگوی مسائل و نیازهای مخاطبان نیست.
بازسازی و توسعه علوم اجتماعی
با نگاهی به ساختار برنامه درسی
نویسنده: پرویز اجلالی
کتاب « بازسازی و توسعه علوم اجتماعی با نگاهی به ساختار برنامه درسی » حاصل پژوهشی است که دغدغه اصلی آن، آسیب شناختی ساختار برنامه درسی در حوزه علوم اجتماعی است. در این مجموعه سعی شده تا با نیازشناسی و توجه به اولویت های ایران و مقایسه برنامه درسی ایران با برنامه درسی کنونی دانشگاه های دنیا، گامی در جهت تدوین برنامه درسی مطلوب برداشته شود.
این اثر، جلد سوم از مجموعه «طرح مطالعاتی بازسازی و توسعه علوم اجتماعی در ایران » است که انجمن جامعه شناسی ایران با همکاری پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی آن رادر سال 1384 منتشر کرده است. این مجموعه شامل اصلی ترین نتایج این مطالعات است.
این کتاب در چهار بخش و دوازده فصل تنظیم شده است : بخش اول از دو فصل تشکیل شده است؛ فصل اول آن مفهوم « قابلیت » را به عنوان چارچوب نظری کتاب تبیین کرده و در فصل دوم با بررسی وضعیت آموزش و پژوهش در حوزه علوم اجتماعی درایران، به ارزیابی و شناخت نیازها و کمبودهای آن پرداخته است. بخش دوم نیز از دو فصل تشکیل شده که در فصل سوم ، بر تبیین وضعیت کنونی علوم اجتماعی درایران، بر اساس مصوّبات شورای برنامه ریزی و شورای انقلاب فرهنگی تمرکز شده و در فصل چهارم نمونه ای از برنامه های رشته علوم اجتماعی در دانشگاه های خارج از کشور آورده شده است. در بخش سوم این اثر، نویسنده در پی ارائه برنامه مطلوب برای این حوزه است. لذا در ابتدا به استخراج ویژگی ها یا شاخص های اصلی یک برنامه مطلوب از لحاظ محتوا، شکل یا رویکرد آموزشی در حوزه علوم اجتماعی می پردازد. برای دستیابی به این مقصود از صاحب نظران یونسکو بهره برده و همچنین نیازهای اجتماعی و شغلی جامعه ایران را در نظر داشته است. فصل ششم این بخش با ارائه نتایج نظرسنجی، سعی نموده تا نسبتِ یافته های برنامه را با افکار عمومی مخاطبان (استادان و دانشجویان) درک کند. بخش چهارم وبخش پایانی کتاب، در برگیرنده برنامه جدیدی برای رشته های علوم اجتماعی در سطوح مختلف کاردانی، کارشناسی وکارشناسی ارشد و مقطع دکترا است. از نکات برجسته این اثر،درک صحیح اهمیت بازسازی حوزه علوم اجتماعی در ایران، و پوشش همه جانبه ی موضوع، و هماهنگی و انسجام خوب فصول، و به خصوص استفاده از جداول و پیوست های مفید برای هر بخش است.